Tuesday, 20 February 2018|سه شنبه، 1 اسفند، 1396|يا ارحم الراحمين|افراد آنلاین: 24 نفر

مروری بر گذشته

داستان

ليلي و مجنون

ليلي و مجنون

تاریخ انتشار: چهارشنبه، 27 دي، 1396
مجنون در عشق ليلي مي‌سوخت. دوستان و آشنايان نادان او كه از عشق چيزي نمي‌دانستند گفتند ليلي خيلي زيبا نيست. در شهر ما دختران زيباتر از و زيادند، دختراني مانند ماه، تو چرا اينقدر ناز ليلي را مي‌كشي؟ بيا و از اين دختران زيبا يكي را انتخاب كن. مجنون گفت: صورت و بدن ليلي مانند كوزه است، من از اين كوزه شراب زيبايي مي‌نوشم. ...
ریشه ضرب المثل جنگ زرگری

ریشه ضرب المثل جنگ زرگری

تاریخ انتشار: يکشنبه، 12 آذر، 1396
در فرهنگ و سنت ایرانیان ضرب المثل های زیادی رواج پیدا کرده که ممکن است داستان بعضی از این ضرب المثل ها را نداریم. ضرب المثل جنگ زرگری که معمولا در هنگام بحث های سوری و دروغین بیان می شود داستان جالبی دارد. در ادامه این مطلب همراه ما باشید تا ریشه ضرب المثل جنگ...
داستان کوتاه “قلب کوچک”

داستان کوتاه “قلب کوچک”

تاریخ انتشار: پنج شنبه، 27 مهر، 1396
در این مطلب از کلک دانش برای شما عزیزان داستان کوتاه زیبایی گردآوری کرده ایم. در ادامه داستان کوتاه قلب کوچک نوشته نادر ابراهیمی را خواهید خواند. من قلب کوچولویی دارم؛ خیلی کوچولو؛ خیلی خیلی کوچولو. مادربزرگم می‌گوید: قلب آدم نباید خالی بماند. اگر خالی بماند، ‌مثل گلدان خالی زشت است...
داستان کوتاه زیبا | فرصتی برای زندگی

داستان کوتاه زیبا | فرصتی برای زندگی

تاریخ انتشار: دوشنبه، 27 شهريور، 1396
داستان کوتاه؛ فرصتی برای زندگی اثری از جانی ولچ  اگر پروردگار برای لحظه‌ای فراموش می‌کرد که من عروسکی کهنه‌ام و به من تکه‌ای زندگی می‌بخشید احتمالاً هر فکری را بر زبان نمی‌آوردم، اما به هر چه بر زبان می‌آوردم فکر می‌کردم. به هر چیز نه به دلیل قیمت مادی‌اش که به خاطر...
داستان کوتاه؛ فرصتی دیگر برای عاشقی

داستان کوتاه؛ فرصتی دیگر برای عاشقی

تاریخ انتشار: يکشنبه، 22 مرداد، 1396
داستان کوتاه: فرصتی دیگر برای عاشقی با شنیدن صدای زنگ ایفون با کرختی خودم را از تختم جدا کردم و با کشیدن پاهای برهنه ام بر روی سرامیک های سرد خانه خودم را به آیفون رساندم، این سردی دوست داشتنی هم دیگر مرا خوشحال نمی کرد. پستچی بود، نامه ای را برایم آورده بود، بعد از قرار گرفتن نامه در دستم، با دیدن آرم روی...
داستان زندگی نرگس کلباسی مهمان برنامه ماه عسل+عکس

داستان زندگی نرگس کلباسی مهمان برنامه ماه عسل+عکس

تاریخ انتشار: سه شنبه، 16 خرداد، 1396
نرگس کلباسی که روز دوشنبه ۱۵ خرداد مهمان برنامه ماه عسل علیخانی بود و اولین مصاحبه تلویزیونی اش را انجام داد. اما داستان و ماجرای زندگی این خانم نیکوکار چه بوده است ؟ بیوگرافی نرگس کلباسی نرگس کلباسی اشتری در یکم فرودین ۱۳۶۷ در اصفهان به دنیا آمد و تا ۴ سالگی در ایران بود. پس از آن همراه با خانواده به انگلستان مهاجرت کرد. نرگس در کودکی پدر و مادر خود...
داستان جالب حضرت سلیمان و ملکه صبا

داستان جالب حضرت سلیمان و ملکه صبا

تاریخ انتشار: چهارشنبه، 20 ارديبهشت، 1396
همانطور که می دانید داستان حضرت سلیمان (ع) و ملکه صبا بسبار جالب و خواندنی است. در ادامه این مطلب داستان جالب حضرت سلیمان و ملکه صبا را می خوانید روزی سلیمان به لشکریانش دستور داد تا آماده شوند و همگی با هم به همراه سلیمان به زیارت...
داستان زهر و عسل

داستان زهر و عسل

تاریخ انتشار: شنبه، 12 فروردين، 1396
روزی روزگاری در زمان های قدیم مرد خیاطی کوزه ای عسل در دکانش داشت. یک روز می خواست دنبال کاری از مغازه بیرون برود. به شاگردش گفت : این کوزه پر از زهر است. مواظب باش به آن  دست نزنی و من و خودت را در دردسر نیندازی. شاگرد که می دانست استادش دروغ می گوید حرفی نزد و استادش رفت. شاگرد هم پیراهن یک مشتری...
داستان واقعی ادوارد مورداک مردی با دو چهره

داستان واقعی ادوارد مورداک مردی با دو چهره

تاریخ انتشار: شنبه، 28 اسفند، 1395
ادوارد مورداک در یکی از خانواده های ثروتمند انگلیسی متولد شده بود اما با تمام ثروتی که خانواده اش داشت و در آینده به او به ارث می رسید وی هیچ گاه احساس خوشبختی نکرد زیرا یک صورت اضافی و بسیار زشت و تو رفته در پشت سر او وجود داشت. برای اثبات واقعی بودن این مطلب میتوانید به ویکی پدیا مراجعه کنید که بدانید واقعا چنین شخصی وجود داشته است. البته...
داستان زیبای توبه ی مرد جوان

داستان زیبای توبه ی مرد جوان

تاریخ انتشار: پنج شنبه، 5 اسفند، 1395
در میان یاران پیامبراکرم صلی الله علیه واله جوانی بود که در میان مردم به حسن ظاهر شهرت داشت و کسی احتمال گناه در باره‌اش نمی‌داد. روزها در مسجد و بازار، همراه مسلمانان بود، ولی شب‌ها به خانه‌های مردم دستبرد می‌زد.   یک بار، هنگامی که روز بود، خانه‌ای را در نظر گرفت و چون تاریکی شب همه جا را فرا گرفت،...
داستان زیبای «انسان بزرگ»

داستان زیبای «انسان بزرگ»

تاریخ انتشار: دوشنبه، 18 بهمن، 1395
روزی روبرت دوونسنزو گلف باز بزرگ آرژانتینی پس از بردن مسابقه و دریافت چک قهرمانی لبخند بر لب مقابل دوربین خبرنگاران وارد رختکن می شود تا آماده رفتن شود. پس از ساعتی او داخل پارکینگ تک و تنها به طرف ماشینش می رفت که زنی به وی نزدیک می شود. زن پیروزیش را تبریک می گوید و سپس عاجزانه می گوید که پسرش به خاطر...
داستان آموزنده «این نیز بگذرد»

داستان آموزنده «این نیز بگذرد»

تاریخ انتشار: سه شنبه، 5 بهمن، 1395
این نیز بگذرددر زمان‌های قدیم پادشاهی قدرتمند زندگی می‌کرد که وزیران خردمند زیادی را در خدمت داشت. روزی این پادشاه با نارضایتی وزیران خود را فرا خواند و به آن‌ها گفت: «احساس بسیار عجیبی دارم. دوست دارم انگشتری داشته باشم که حال مرا همواره یکسان نگاه دارد. روی نگین این انگشتر باید شعاری حک شده باشد که وقتی ناراحت هستم مرا خوشحال کند و در عین حال هنگامی...
قصه‌هاي عمو نوروز

قصه‌هاي عمو نوروز

تاریخ انتشار: شنبه، 2 بهمن، 1395
ننه سرما داشت روزهاي آخر ماندنش را مي‌گذراند. ديگر نفس‌هايش سردي نداشت. برف‌هايي را كه با خودش آورده بود، كم‌كم با گرماي خاله خورشيد داشتند آب مي‌شدند. او بايد جايش را به عمو نوروز مي‌داد. عمو نوروز هم توي راه بود داشت مي‌رسيد. او تازه رسيده بود به پشت كوهي كه آن طرف، سينه دشت قد علم كرده بود و منتظر بود كه ننه سرما خودش را جمع...
داستان رابطه دختر و پسر

داستان رابطه دختر و پسر

تاریخ انتشار: دوشنبه، 20 دي، 1395
یه روز یه دختره یه پسره را تو خیابون می بینه خیلی ازش خوشش میاد خلاصه هر کاری می کنه دل پسره را به دست بیاره پسره اعتنایی نمیکنه ، چون فکر می کنه همه دختر ها مثل هم هستند ازاین داستان ها شنیده بود که همه دخترها بی وفا هستند….. خلاصه میگذره ســــه، چـــــهار روز، پسرم دل میده به دختره...
داستان ارزش انسان

داستان ارزش انسان

تاریخ انتشار: يکشنبه، 12 دي، 1395
يک سخنران معروف در مجلسي که دوصد نفر در آن حضور داشتند، ۲۰ دلار را از جيبش بيرون آورد و پرسيد: چه کسي مايل است اين پول را داشته باشد؟ دست همه حاضرين بالا رفت. سخنران گفت: بسيار خوب، من اين پول را به يکي از شما خواهم داد ولي قبل از آن ميخواهم کاري بکنم. و سپس در برابر نگاه‏هاي متعجب، پول...
داستان "آخرین برگ" اثر او هنری

داستان "آخرین برگ" اثر او هنری

تاریخ انتشار: يکشنبه، 5 دي، 1395
این هفته داستان کوتاه آخرین برگ که یکی از داستان های جذاب نویسنده آمریکایی او هنری هست ترجمه کرديم. اسم اصلی این نویسنده ویلیام سیدنی پورتر است که او هنری را به عنوان نام مستعار خودش انتخاب کرده. در منطقه ای در غرب میدان واشنگتن خیابانی با جاده های خیلی باریک وجود داشت. این خیابان ها پیچ و خم های عجیبی داشتند چون چندین بار...
داستان کوتاه مال دنیا

داستان کوتاه مال دنیا

تاریخ انتشار: پنج شنبه، 27 آبان، 1395
روزی یک مرد زاهد از راه میگذشت از شدت تشنگی العطش مزد که نا گهان چشمه سر شار از آب زلال را می بیند به طرف آن میرود در کناره چشمه مینیشیند قدری آب مینوشد و دست و صورت خود را با آب میشوید متوجه سنگ در درون چشمه میشود این سنگ را میگیرد و به راه خود ادامه میدهد. چند قدم پیشتر میرود جوان را میبیند که از گرسنگی و...
داستان کوتاه: فارسی شکر است «محمدعلی جمالزاده»

داستان کوتاه: فارسی شکر است «محمدعلی جمالزاده»

تاریخ انتشار: چهارشنبه، 12 آبان، 1395
هیچ جای دنیا تر و خشک را مثل ایران با هم نمی‌سوزانند. پس از پنج سال در به دری و خون جگری هنوز چشمم از بالای صفحه‌ی کشتی به خاک پاک ایران نیفتاده بود که آواز گیلکی کرجی بان‌های انزلی...
حکایت آموزنده فقط برو !

حکایت آموزنده فقط برو !

تاریخ انتشار: سه شنبه، 4 آبان، 1395
متن حكايت يكي از شاگردان شيوانا هميشه روي تخته سنگي رو به افق مي نشست و به آسمان خيره مي شد و كاري نمي كرد. شيوانا وقتي متوجه بيكاري و بي فعاليتي او شد كنارش نشست و از او پرسيد چرا دست به كاري نمي زند تا نتيجه اي عايدش شود و زندگي بهتري براي خود رقم زند. شاگرد جوان سري به علامت تاسف...
سرقت از کشتی

سرقت از کشتی

تاریخ انتشار: سه شنبه، 27 مهر، 1395
خلاصه داستان   در يك كشتي مبلغ 300 هزار دلار مورد سرقت قرار مي گيرد. اين مبلغ از طرف يك شركت كشتيراني امريكايي به اين كشتي سپرده شده بود تا در يكي از بنادر امريكاي لاتين تحويل شود. هاگن، مامور امنيتي، براي بررسي اين قضيه به اسكله مي رود و وارد كشتي مي شود. هاگن در گفتگو با ناخدا دوم هارپر و حسابدار كشتي، فينلي، درمي يابد...

گیشه روزنامه

 

سینما، هنرمندان و ورزشکاران

وضعیت آب و هوا